تبليغاتX
یادداشت های سبز

یادداشت های سبز

موضوعات اجتماعی و سیاسی و ورزشی

عیدانه

باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادی عید
آرزوهای سپید
باز لیلای بهار
باز مجنونی بید
باز هم رنگین کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق
خنده و بیم و امید

 

عید شما مبارک

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

متن زیبا ودوستانه

 

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
.
  http://freedl4all.mihanblog.com

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران
باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم
.
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن
روزهایت رنگارنگ
.
سال نو مبارک
.
نوروز یک هزاروسیصدوهشتادوهشت

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

متن زیبا و دوستانه

 


درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی ،اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم.

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
متن زیبا و دوستانه

 


جشن است که نوروز به پا خاسته است.شادی و سعادت جهان ان تو باد.از هر دو جهان فقط تو را می خواهم.

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
متن دوستانه و زیبا

 

 

 

نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی.

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
متن فانتزی و دوستانه

 

 

 

نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند.

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
متن عاشقانه

 

  http://freedl4all.mihanblog.com

 

در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم .

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
متن فانتزی و دوستانه

 

 

 

نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد.

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
متن عشقولانه و فانتزی

 

 

 

نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم.

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن ادبی و محترمانه

 

 

 

نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند.

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
 

 

 

 

 

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن دوستانه و محترمانه

 

  http://freedl4all.mihanblog.com

 

زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند.نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد.

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
متن عشقولانه و فانتزی

 

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

با تو از خاطره ها سرشارم. جشن نوروز تو را کم دارم. سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم.

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن ادبی و دوستانه

 

  http://freedl4all.mihanblog.com

 

پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست.

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
متن عشقولانه و فانتزی

 

 

 

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن فانتزی

 

 

 

باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطره های باران طلایی رنگند.از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی.

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 http://freedl4all.mihanblog.com
متن فانتزی و دوستانه

 

 

 

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن اداری

 

 

 

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

 

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

 

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت .

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

 

متن ادبی

 

  http://freedl4all.mihanblog.com

 

سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و ...سال نو مبارک ...چون همیشه امیدوار وسال نومبارک...

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن ادبی

 

 

 

چه افسانه ی زیبایی... زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟

 


***نوروز مبارک***

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن ادبی و شعر

 

  http://freedl4all.mihanblog.com

 

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند ـ

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

جشن فـــرخنده فـــرودیـن است
روز بازار گـــل و نسرین است

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند ـ

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دی شد و بهمـــن گذشت فصل بهاران رسید
جلوهء گلشن به باغ همچو نگاران رسیـــــد

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند ـ

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

فروردین است و روز فـــرودین
شادی و طــرب را کنــد تلقیــــن
ای دو لب تو چو مــی مـــرا ده
کان باشــد رسم روز فـــرودیــن

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را به نظاره می نشیند و همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد ـ

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را
میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را
ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی
خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را

 

 

 

و باز فرزندان خورشید در دره ها وادی ها کوهپایه ها و ب

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

اغ های خندان به بشارت عید بهار و خوشحالی جوانه زدن شاخه های پر نقش و نگار فاخته ها و کبک دری و عتدلیان را به نغمه سرایی می طلبد و پروانه ها را به پذیرایی عطر شگوفه ها دعوت می نماید و غزلان دلفرین را که عشاق سرگردان به یاد چشم مست معشوقه بی وفا و دل آزار خودشان بیابان در بیابان می پرستند فرا میخواند تا سختی های زمستان را به فراموشی بسپارند و عید رابا دیدار دو باره با فصل باران تجلیل کنند و با شنیدن این سرود دلنشین همراز و هم صحبت با آنهای گردند که دل به عشق زنده دارند ـ

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی
چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی
خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


بلبلا مــژدهء بهـــار بیــار

 

خبر بد به بوم و باز گذار

 


متن اداری و باستانی

 

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن اداری

 

 

 

بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد سال نو مبارک

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن دوستانه و اداری

 

 

 

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن اداری

 

 

 

ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حال مارا به بهترین حال دگرگون کن سال نو مبارک

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن اداری

 

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود روزگارتان بهـار لحظه هایتان پر از شکوفـه باد. سال نـو مبارک

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن اداری

 

 

 

بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست . و هر سال ستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم و چه زیباتر رستاخیز انسان در این عصر آهن وتباهی

 

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

متن برای دوستان وبلاگی

 

ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید!
عید شما مبارک

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


متن دوستانه

 

 

 

سال نو و بهاری نو را، فرصتی نو برای تازه شدن و بازنگریستن بر چگونه زیستن میبینم!
برای وجود نازنینت در این فرصت نو شوری نو برای ساختن و بهتر زیستن آرزو میکنم.
امیدوارم همیشه سلامت و سرزنده و مهربان و روشن بین باقی بمانی

 

 

 

 

باز هفت سين سرور
ماهي و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادي عيد
آرزوهاي سپيد
باز ليلاي بهار
باز مجنوني بيد
باز هم رنگين کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سوداي ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
يا مقلب القلوب
يا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعيد
باز هم سال جديد
باز هم لاله عشق
خنده و بيم و اميد

عید شما مبارک

متن زیبا ودوستانه


یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
.
.
عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران
باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم
.
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن
روزهایت رنگارنگ
.
سال نو مبارک
.
نوروز یک هزاروسیصدوهشتادوهشت

متن از سرکار خانم سرور جوان

متن زیبا و دوستانه


درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی ،اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم.

متن زیبا و دوستانه


جشن است که نوروز به پا خاسته است.شادی و سعادت جهان ان تو باد.از هر دو جهان فقط تو را می خواهم.

متن دوستانه و زیبا



نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی.

متن فانتزی و دوستانه



نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند.

متن عشقولانه



در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم .

متن فانتزی و دوستانه



نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد.

متن عشقولانه و فانتزی



نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم.

متن ادبی و محترمانه



نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند.

متن سینمایی




نوروز کارگردانی است که می گوید نور ..صدا...حرکت و من برای به دست آوردنت همه نقشهای عالم را بازی می کنم.

متن عشقولانه و شکستنی



شیشه می شکند و زندگی می گذرد. نوروز می آید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است پس دوستت دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت.

متن دوستانه و محترمانه



زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند.نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد.

متن عشقولانه و فانتزی



با تو از خاطره ها سرشارم. جشن نوروز تو را کم دارم. سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم.

متن ادبی و دوستانه



پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست.

متن عشقولانه و فانتزی



اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند

متن فانتزی



باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطره های باران طلایی رنگند.از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی.

متن فانتزی



اگر در نوروز شخصی برات اس ام اس خالي فرستاد ناراحت نشو
بدون انقدر دوستت داره نمي دونه چي بگه.

متن فانتزی و دوستانه



از نوروز می آموزیم که هيچ وقت شخصی را نا اميد نكنیم شايد اميد تنها دارايي اش باشد.نوروزتان مبارک باد

متن اداری و رسمی



يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر اليل و النهار
يا محوا الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن حال

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم ، فال نيكو ، مال وافر ، حال خوش
اصل ثابت ، نسل باقي ، تخت عالي ، بخت دوام

متن اداری



يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبراليل و النهار

يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را كه نشانه قدرت لايزال الهي و تجديد حيات طبيعت مي باشد رابه تمامي عزيزان تبريك و تهنيت عرض نموده و سالي سرشار از بركت و معنويت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان براي شماعزيزان مسئلت .

شعر



يك شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آنهم شب عيد تقديم تو باد.

متن ادبی



سال نومي شود.زمين نفسي دوباره مي كشد.برگ ها به رنگ در مي آيند و گل ها لبخند مي زند و پرنده هاي خسته بر مي گردند و دراين رويش سبز دوباره...من...تو...ما...كجا ايستاده اييم.سهم ما چيست؟..نقش ما چيست؟...پيوند ما در دوباره شدن با كيست؟...زمين سلامت مي كنيم و ابرها درودتان باد و ...سال نو مبارك ...چون هميشه اميدوار وسال نومبارك...

متن ادبی



چه افسانه ی زیبایی... زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟


***نوروز مبارک***

متن ادبی و شعر



باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند ـ

جشن فـــرخنده فـــرودیـن است
روز بازار گـــل و نسرین است

و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند ـ

دی شد و بهمـــن گذشت فصل بهاران رسید
جلوهء گلشن به باغ همچو نگاران رسیـــــد

و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند ـ

فروردین است و روز فـــرودین
شادی و طــرب را کنــد تلقیــــن
ای دو لب تو چو مــی مـــرا ده
کان باشــد رسم روز فـــرودیــن

و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را به نظاره می نشیند و همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد ـ

رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را
میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را
ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی
خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را

و باز فرزندان خورشید در دره ها وادی ها کوهپایه ها و باغ های خندان به بشارت عید بهار و خوشحالی جوانه زدن شاخه های پر نقش و نگار فاخته ها و کبک دری و عتدلیان را به نغمه سرایی می طلبد و پروانه ها را به پذیرایی عطر شگوفه ها دعوت می نماید و غزلان دلفرین را که عشاق سرگردان به یاد چشم مست معشوقه بی وفا و دل آزار خودشان بیابان در بیابان می پرستند فرا میخواند تا سختی های زمستان را به فراموشی بسپارند و عید رابا دیدار دو باره با فصل باران تجلیل کنند و با شنیدن این سرود دلنشین همراز و هم صحبت با آنهای گردند که دل به عشق زنده دارند ـ

ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی
چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی
خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی


بلبلا مــژدهء بهـــار بیــار

خبر بد به بوم و باز گذار

متن اداری و باستانی



فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد

متن اداری



بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد سال نو مبارک

متن دوستانه و اداری



با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

متن اداری



ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حال مارا به بهترین حال دگرگون کن سال نو مبارک

متن اداری



مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود روزگارتان بهـار لحظه هایتان پر از شکوفـه باد. سال نـو مبارک

متن اداری



بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست . و هر سال ستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم و چه زیباتر رستاخیز انسان در این عصر آهن وتباهی

متن برای دوستان وبلاگی


ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید!
عید شما مبارک

متن دوستانه



سال نو و بهاري نو را، فرصتي نو براي تازه شدن و بازنگريستن بر چگونه زيستن ميبينم!
براي وجود نازنينت در اين فرصت نو شوري نو براي ساختن و بهتر زيستن آرزو ميكنم.
اميدوارم هميشه سلامت و سرزنده و مهربان و روشن بين باقي بماني

متن دوستانه


عیدآمدوعید آمد
یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان باد
تا باد چنین بادا!
سال نو مبارک.

متن اداری

دوباره معجزه آب و آفتاب و زمين
شکوه جادوی رنگين کمان فروردين
شکوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود
سپاس و بوسه و لبخند و شادباش و درود
دوباره چهره نوروز و شادماني عيد
دوباره عشق و اميد
دوباره چشم و دل ما و چهره های بهار
هفت سين

فرارسيدن نوروز و سال نو را شادباش ميگويم.
برايتان تندرستي و نيکروزی
در سال نو آرزو دارم.
باشد که سالي سرشار از شادی
و کامروايي داشته باشيد

متن ادبی

دلهاي پر مهرمان را به روزهاي سبز و زيباي بهار پيوند مي زنيم و شادي را براي يکديگر به ارمغان مي آوریم.

متن برای پدر و مادر

عید نوروز را به

گلهای یاس بهشت آرزوهایم ،پدر و مادر عزیزم

که عطرشان پایدار ومهرشان ستودنی است

تبریک می گوی

متن اداری و مودبانه

با سلام-در آستانه فرا رسیدن "عید نوروز باستانی" و طمطراق پیک بهاران و آغاز سال نو تبریک و تهنیت صمیمانه را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته و در پرتو الطاف بیکران خداوندی، سلامتی و بهروزی، طراوت و شادکامی، عزت و کامیابی را آرزومندیم.

متن ادبی

گلها جواب زمین اند به سلام آفتاب، نه زمستانی باش که بلرزانی، نه تابستانی باش که بسوزانی . بهاری باش تا برویانی. نوروز پیشاپیش مبارک.

متن دوستانه

پیشاپیش فرا رسیدن سال ۸۷ را به شماتبریک عرض میکنم با امید به سالی سراشار از موفقیت

متن دوستانه و فانتری

مثل ماهی زنده،مثل سبزی زیبا، مثل سمنو شیرین، مثل سمبل خوشبو، مثل سیب خوشرنگ، و مثل سکه ارزشمند باشی.سال نو مبارک

متن دوستانه

شاید خداوند صحرا را آفرید تا با دیدن نخل لبخند بزنیم .پیشاپیش سال نو مبارک.با یک دنیا آرزوی بهترین.

متن اداری و دوستانه

عطر نرگس، رقص باد. نغمه شوق پرستوهای شاد.خلوت گرم کبوتران مست.نرم نرمک میرسد اینک بهار.خوش به حال روزگار.سال نو مبارک.

متن اداری و دوستانه

بهار بهترین بهانه برای آغاز و آغاز بهترین بهانه برای شاد زیستن."همیشه ایام سبز و باشید و شاد"

متن اداری و باستانی

جهان است شادان به پندار نیک.ز پندار نیک است گفتار نیک.چو پندار و گفتار نیک شد. نیاید زتو غیر کردار نیک...فرا رسیدن عید نوروز این میراث کهن ایران زمین برشما مبارک باد.

متن ساده اداری

سال جدید بر شما و خانواده گرامیتان تبریک عرض میکنم.امیدوارم سالی پربرکت همراه با سلامتی داشته باشید.

متن دوستانه

سایه حق.سلام عشق.سعادت روح.سلامت تن.سرمستی بهار.سکوت دعا.سرور جاودانه."این است هفت سین ایرانی.پیشکش شما."نوروز مبارک

متن فانتری

با آرزوی ۱۲ ماه شادی.۵۲هفته خنده.۳۶۵ روز سلامتی.۸۷۶۰ساعت عشق.۲۵۶۰۰ دقیقه برکت.۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی.سال خوبی داشته باشین.

متن عشقولانه

در رقصیدن باد یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد.سال نو مبارک.

متن دوستانه

در این فرخنده فروردین و فرخ جشن نوروزی،نصیب دوستان ما سعادت باد

متن ادبی

باعث افتخار است که شادباش اینجانب پیشتر از نسیم خنک نوروزی خدمتتان شرفیاب شود.سال نو مبارک.

شعر تبریک سال نو

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

وان مواعید که کردی مرود از یادت

متن دوستانه

دلهاي پر مهرمان را به روزهاي سبز و زيباي بهار پيوند مي زنيم و شادي را براي يکديگر به ارمغان مي آوريم.

متن دوستانه

دوست عزيز سبز ترين و هميشگي ترين بهار ها را برايت آرزو مندم

متن اداری و دوستانه

بهار بهترين بهانه براي آغاز وآغاز بهترين بهانه براي زيستن

آغاز بهار بر شما مبارک

شعر تبریک سال نو

ساقيا آمدن عيد مبارک بادت

وان مواعيد که دادي مرواد از يادت

سال نو و نوروز باستاني مبارک

متن هفت سین ادبی

سايه حق

سلام عشق

سعادت روح

سلامت تن

سرمستي بهار

سکوت دعا

سرور جاودانه

اين است هفت سين آريايي

نوروز مبارک

متن هفت سین تبریک سال نو

سلامتي

سعادت

سيادت

سرور

سروري

سبزي

سرزندگي

هفت سين سفره زندگيتان باشد.

نوروز 88 مبارک

متن دوستانه تبریک سال نو

دنيا را برايتان شاد شاد

و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم

هر روزتان نوروز

متن ادبی تبریک سال نو

هيچ باراني نمي بارد ؛ مگر صفا دهد؛ هيچ گلي جوانه نمي زند ؛ مگر هديه شود

هيچ خاطره اي زنده نمي ماند ؛ مگر شيرين باشد ؛ هيچ لبخندي نيست ؛ مگر شادي بياورد

پس :

بگذار باران شوق بر زندگيت ببارد ؛ تا روحت را صفا دهد

گلهاي عشق در دلت جوانه زند ؛ تا آنها را به ديگران هديه کني

خاطراتت قشنگ باشند ؛ تا همواره به يادشان بياوري

لبخند بر لبانت نقش بندد ؛ تا شادي را بيفشاني

و بهاري بيايد تا بداني ؛ باز هم فرصت بودن هست

متن اساتید

آلبرت انيشتين، زکرياي رازي، اسحاق نيوتن، پروفسور حسابي،

من و ساير دانشمندان، سال خوشي را براي شما آرزومنديم

 

متن شعر از زبان فریدون مشیری

بوي جان مي آيد اينک از نفس هاي بهار

دستهاي پر گل اند اين شاخه ها ؛ بهر نثار

با پيام دلکش " نوروزتان پيروز باد "

با سرود تازه " هر روزتان نوروز باد "

شهر سرشار است از لبخند ؛ از گل ؛ از اميد

تا جهان باقي ست اين آئين جهان افروز باد

فريدون مشيري

متن تبریک یوزارسیف

بهار وقتي که از پنجره سرک مي کشد

بي آن که بخواهي ياد بنفشه و ياس و اقاقي دارد

کاش زودتر رسد آن روز ؛ که شميم بهار را

از پيراهن يوسف سفر کرده بشنويم

در انتظار نوروزگار ؛ نوروز مبارک

متن ادبی

ز کوي يار مي آ يد نسيم باد نوروزي از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي . نوروز مبارک

متن شعر تبریک سال نو

نرم نرمکه ميرسد اينک بهار،خوش به حال روزگار، خوش ه حال چشمه ها و دشت ها، خوش به حال دانه ها و سبزه ها ، خوش به حال غنچه هاي نيمه باز

متن ادبی

باز باران با ترانه مي خورد بر بام خانه آمد آن روز باراني گفت كه آمد روز عيد گفت هر لحظه تنها مانده در اين شب رويايي گفت كه شايد دل عيد شده اسير باز بهار آمد در اين خانه ي تنهاي ما همه گفتيم عيد آمد بوي بهار آمد(ببخشيد كه كمي گيج شديم منظور همان عيد شما مبارك است

متن دوستانه

لحظه اي که سال تحويل ميشه … تنها لحظه ايه که بي منت به من لبخند ميزني … کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لباي سرخت بمونه… سال نو مبارک گلم

متن کوتاه و فانتزی برای اس ام اس

نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!!

***

آسمان را مي خواهم براي عبور، جاده باريك است! ماه را مي خواهم براي نور، راه تاريك است! تو را مي خواهم براي نظافت، عيد نوروز نزديك است!

***

به علت نبودن چرت و پرت براي گذاشتن آف پيشاپيش نوروز 88 را تبريک مي گويم

***

بهار مياد همه چي تازه میشه.سال،ماه،روزها رو،هوا و طبيعت ولي فقط يه چيزو کهنه می مونه که به همه ي تازگي مي ارزه—سال نو مبارک

***

مي‌دونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنيدن اين جمله کليشه اي بهم مي خوره. پس سال نو مبارک!

***

امروز دو نفر از من آدرس و شماره تورو ميخاستن منم بهشون دادم يکيشون خوشبختي و اون يکي سعادت

سال 88 مياد سراغت

***

مثل ماهي زنده مثل سبزه زيبا مثل سمنو شيرين مثل سمبل خوشبو مثل سيب خوشرنگ و مثل سکه با ارزش باش

***

>

<(((>>

<(((>>

<(((>من اولين نفری بودم که براي تو ماهي عيد فرستادم.

سال نو مبارک

***

چند روز ديگه بهار مياد و همه‌چيز تازه مي‌شه، سال رو، ماه رو،

روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به

همه اون تاز‌گي مي‌ارزه، «دوستيمون»!

***

امروز 2 نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بيان پيشت

منم دادم. سال ديگه مي يان سراغت

يکيشون خوشبختي بود

اون يکي هم موفقيت

***

بهار بهترين بهانه براي آغاز، وآغاز بهترين بهانه براي زيستن است

آغاز بهار بر شما مبارک.

***

ساقيا آمدن عيد مبارک بادت

وان مواعيد که دادي مرواد از يادت

سال نو و نوروز باستاني مبارک.

***

سايه حق

سلام عشق

سعادت روح

سلامت تن

سرمستي بهار

سکوت دعا

سرور جاودانه

اين است هفت سين آريايي

نوروز مبارک.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

عید غمبار امسال...

با همین دیدگان اشک آلود...از همین روزن گشوده به دود...به پرستو به گل به سبزه درود

به شکوفه به صبحدم به نسیم...به بهاری که می رسد از راه...چند روز دگر به ساز و درود

سال ۸۸ را پشت سر می گذاریم در حالی که هنوز سنگفرش های خیابانهایمان از خون امثال ندا و سهراب رنگین است...سالی پر تلاطم و پر هیاهو را پشت سر می گذاریم...در حالی که چهره هایمان خون آلود از پنجه سفاکانی است که دین مقدسمان اسلام را دستمایه همه گونه بوالهوسی و ستم قرار دادند...آنان که آزادی را کیمیا کردند برای مردمی که با این مصیبت ها صبوری تنها واژه شان در سی سال گذشته بود...امسال اشک آلود و در کنار مزار شهدای گمنام جنبش سبز دستهایمان را در هم گره خواهیم زد و دعا خواهیم کرد: خدایا این دد منشان و سفاکان که چشم طمع به خاک عزیزم دارند و عدالت گریزی و آزادی کشی رویه هر روزشان است شرشان را به خودشان باز گردان...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

زنده باد مخالف من...

در چند روز گذشته برخی خوانندگان و برخی دوستان در پیامهای خود مرا مورد تفقد و لطف قرار دادند و از این که جوابیه خاصی به برخی مخالفان نمی دهم آزرده خاطر بودند و مکدر...اما آنچه که اینجا مورد عنایت برخی قرار میگیرد این است که من سبز هیچ گاه اندیشه های مخالفینم را نفی نمی کنم حتی اگر هتاکی و فحاشی باشد...امروز که مانند همیشه قلم را که دوستی دیرینه برای ذهن مشوش و آشفته ام است را پاس می دارم باز هم فریاد می زنم که زنده باد مخالف من...از دوستانی که بخصوص بطور خصوصی برایم پیام گذاشتید و خواهان پاسخگویی صریح به این کج اندیشان بودید ممنون و سپاسگزارم ...اما ...بدانیم که سراپا اگر زردو پزمرده ایم و لی دل به پاییز نسپرده ایم...ما برای آنچه آزادی نام دارد و از روزگارمان دریغ شده است می جنگیم و دیگران نیز برای نداشته هاشان...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

 

+ما سبز ها برای آزادی می جنگیم و آن ها برای دین و شرف و اعتقاد
در واقع هر کس برای چیزی می جنگد که ندارد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

قسم

قسم به بوسه آخر، قسم به تیر خلاص،

قسم به خون شقایق، نشسته بر تن داس!

قسم به آتش پنهان به زیر خاکستر،

قسم به ناله مادر، قسم به بغض پدر!

قسم به مشت برادر، قسم به خشم رفیق،

قسم به شعله کبریت و خواب حریق!

قسم به بال پرستو، به عطر فروردین،

قسم به نبض ترانه، قسم به خاک زمین.

که خونبهای تو، خون سیاه جلاد است

سکوت دامنه در انتظار فریاد است.


که خونبهای تو اتمام این زمستان است،

طنین نام تو، در ذهن هر خیابان است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

درباره وطنم

در طول روز چندین بار می نویسم و با دست خود پاره می کنم . از امید می نویسم و پاره می کنم .از عشق به میهن می نویسم و پاره می کنم .از حاکم می نویسم و پاره می کنم . از مردم می نویسم و پاره می کنم . از خون های به نا حق ریخته شده می نویسم و پاره می کنم .از تعرض به ناموس ملت می نویسم و پاره می کنم .از سهراب ، ترانه ،اشکان و ... می نویسم و پاره می کنم .از هر چه می نویسم با خود می اندیشم ،که نمی تواند حیات و ممات ملتی را به تصویر بکشد که سالهاست آزادی را می طلبد اما نمی یابد .یا به زور چنگ و دندان حاکمان دست از خواسته ی خویش می کشد و یا خود به آنچه که می خواهد ایمان ندارد .

اما گویی باز هم خون به نا حق ریخته شده دامان نا پاکان را گرفته است و آنان را رسوای عالم نموده است.خونی که عزت ملت ایران را در سنگفرش خیابان هایش فریاد می زند و ترانه ی آزادی می خواند و ندای عشق به میهن سر می دهد. گویی دیگر هیچ قدرتی را یارای ایستاده گی در مقابل این موج سبز نیست.موجی که با خود فرعونیان زمان را غرق خواهد کرد.موجی که دم مسیحا ئی اش ،شهدای این راه سبز را برای آینده گان این مرز و بوم زنده نگه می دارد تا فرزندان مادرانی چون ندا بدانند که برای آزادی چه شیر زنان و راد مردانی خون پاکشان را فدا کردند .

موج سبزی که با ایمان به آینده در مقابل تفکری ایستاده است که درخت آن را خون جوانان برومند این مرز و بوم آبیاری می کند.تفکری که جز خشونت و قوه ی قهریه ، راه و روش دیگری نمی شناسد.تفکری که خود را نماینده ی خدا بر روی زمین می داند.اما خدایی که او نماینده گی آن را دارد ،خدای بخشنده ی مهربان نیست ، خدای ودود و عاشق نیست.خدای آنان شیر نر خونخواره ای است که می کشد ،می درد تا زنده بماند.اما خدایی که ادیان معرفی می کنند ،خدایی است که هیچ انسانی را در بند نمی خواهد حتی در بند دین.که لا اکراه فی الدین .خدایی که کشتن یک انسان را برابر با کشتار همه ی انسانها می داند.خدایی که بر دروغ گویان نفرین می کند که قتل الخراصون.خدایی که مدح وستایش را تنها لایق خویش می داند که الحمد الله رب العالمین.

اما نمایندگان دروغین خدا چه می کنند؟به راحتی جانی را که خدا داده است ،می ستانند.صادقان و راستگویان را در بند می کنند و مداحان و چاپلوسان را در صدر می نشانند و قدر می گذارند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

طنز

رییس جمهور محبوبم!
محمود عزیزم !

نمی دانم حوصله داری که باز هم به  حرف های من گوش کنی یا اینکه مثل دفعه قبل که برایت نامه  نوشتم ، به جای اینکه نامه ام را بخوانی ، برایم تراول چک  فرستادی ، ولی امیدوارم که این دفعه ،  نامه ام را تا انتها بخوانی  و البته اگر خواستی باز هم  برایم تراول چک بفرستی  ، ایرادی ندارد .

محمود قشنگم !
تا حالا این همه دلتنگت نبوده ام و این همه دلم برایت تنگ نشده بود . چند وقتی است که کمتر روی ماهت را در تلویزیون می بینم . سر کوچه ، بچه ها شایعه کرده بودند  که اسرائیل می خواسته تو را بکشد و مریم رجوی را برای تو طعمه کرده اند . نمی دانم تو طعمه مریم رجوی بودی و یا مریم رجوی طعمه تو . به هر حال خیلی مواظب خودت باش و شبها دیر به خانه نرو ! اگر هم خواستی دیر به خانه بروی ، با هیچ نامحرمی در راه حرف نزن .

محمود ورزشکارم !
از اینکه تا حالا با استقامت در مقابل کودتاچی ها ایستادی و تازه داری قبل از مراسم تنفیذ و تحلیف ، معاونانت را منصوب می کنی ، واقعا از تو سپاسگذار و ممنونم و یقین دارم که اگر همینطوری  با استقامت پیش بروی ، تا یکسال آینده ، همه کاره خودت خواهی شد .
محمود با هوشم  !
دلم برای سخنرانی هایی که از حفظ می کردی یک ذره شده . راستی چرا بعد از آن سخنرانی معروف ” خس و خاشاکت ” ، همش از روی کاغذ می خوانی و دیگر از حفظ سخنرانی نمی کنی؟

محمود با اعتماد به نفس من !
اگر مثل
۴ سال گذشته ، بتوانی برای اون ۱۰۰ تا کشوری که الگوی کشور داری براشون نفرستادی ، یه الگو هم برای اونا بفرستی ، خیلی کارت درسته !

محمود با اراده ام !
از اینکه تا حالا خودت را نگه داشته ای و جواب این هاشمی رفسنجانی را نداده ای از دستت  خیلی خیلی خیلی عصبانی هستم . اصلا توقع نداشتم که این همه صبور باشی و جوابش را ندهی . البته هنوز دیر نشده و وقت داری . اگر بتوانی هفته آینده خودت نماز جمعه را بخوانی ، خیلی مشت محکمی به دهان او زده ای و ما هم می توانیم برای تو کف و سوت بزنیم .

محمود فداکارم !
چقدر خوشحالم که برخلاف بقیه کاندیداها که هر کدام یک رنگ در تبلیغاتشان داشتند ، تو پرچم ایران را برای تبلیغات خودت انتخاب کردی و بقیه رنگ ها را به آنها بخشیدی . تو واقعا انسان فداکاری هستی .

محمود صبورم !
چقدر خوب است که رییس جمهور ما این همه صبر دارد و خودش هم هر شب می رود پشت بام و با بقیه همسایه هایش ” مرگ بر دیکتاتور ” می گوید . چقدر صبر می خواهد که یک عده ” خس و خاشاک ” مدام به تو توی خیابانها متلک می گویند و تو خم به ابرو نمی آوری و برایت مهم نیست . می دانم که تو هم می دانی که ” هدف مهم تر از وسیله است و وسلیه هدف را توجیه می کند ” .

محمود نازم !
از اینکه در فیلم تبلیغاتی ات به من یاد دادی که بعضی سبزی ها ، علف هرز هستند و نباید آنها را خورد ، ازت تا آخر عمرم سپاسگذارم . تو که نمی دانی ، من از کودکی داشتم این علف های هرز را به جای سبزی می خوردم .

محمود سیدم !
چرا اینقدر دیر سید شدی ؟ نمی دانی وقتی طرفداران میرحسین موسوی ، یک شال سبز به گردنشان می انداختند و سید شده بودند ، چقدر عصبانی بودم که تو چرا سید نیستی . ولی حالا که تو هم سید شدی ، خیلی از این موضوع خوشحالم .

محمود با گذشتم !
تو که می دانی طرفدارانت
۴۰ میلیون هستند . چرا این بار هم گذشت کردی و از وزیر کشور خواستی که ۱۵ میلیون  از رای هایت را به بقیه کاندیداها ببخشد و رای تو را کم کند . من البته از تو توقع چنین گذشت و ایثاری را داشتم .

محمود توپول موپولم  !
می دانم که آبگوشت خیلی دوست داری ، من هم دوست دارم . راستی دیگه چه غذاهایی دوست داری ؟

محمود قهرمانم !
چقدر خوب است که فعلا به آمریکا نمی روی . می دانی هر بار که می رفتی چقدر دلم نگرانت بود ؟ … می دانی اینجا چقدر آدم نگران تو بودند که مبادا آمریکایی های خائن ، بزنند تو را بکشند و یا تو را بدزدند ؟

محمود زیبایم !
الان خیلی خیالم راحت است که دیگر به اروپا هم نمی روی . حالا کاری نداریم که اروپا به تو ویزا نمی دهد و یا تو به اروپا ویزا نمی دهی .  هر بار که می رفتی ما دلمان هزار راه می رفت که مبادا وقتی به آنجا می روی ، یکی از این زنان زیبا روی اروپایی زیر پایت بنشیند و تو را پیش خودش همانجا نگه دارد و ما از دوری تو سکته کنیم و دق کنیم . شکر خدا که همه چیز ختم به خیر شد .

محمود استوارم !
نمی دانی چقدر خوشحالم که این آقای ” آقازاده ” جاسوس را از ” سازمان  انرژی اتمی “  برداشتی تا بتوانیم با خیال راحت بمب هسته ای بسازیم و از این به  بعد به جای اینکه به اغتشاش گران گاز اشک آور بزنیم ، یک عدد “  بمب اتمی ” پرت کنیم رویشان و دخلشان را بیاوریم . تازه می توانیم یه دونه از این بمب ها را بدهیم به این سعید حجاریان هم بخورد که دیگر نتواند اغتشاش کند و ملت را توی خیابان ها از روی صندلی چرخ دار به شورش هدایت کند .

محمود دکترم !
این دکترای ترافیک تو در زمانی که توی شهرداری بودی خیلی به درد خورد و تمام چراغ قرمز ها رو برداشتی و تبدیل به دور برگردان کردی ، اگر می توانی الان هم از آن دکترای ترافیکت کمک بگیر و هرچی چراغ سبز است بردار و داغون کن . وقتی این چراغ سبزها را توی خیابان می بینم ، می دانم که تو هم خیلی غصه می خوری .

محمود احمدی نژادم !
آخرین سخنرانی باحالت را شنیدم که راجع به این موسوی دیکتاتور حرف می زدی ، چرا نمی زنی این سعید حجاریان را بکشی و خیال همه را راحت کنی که این همه جلوی اغتشاش گران دویده و ماشین آتیش زده و سنگ به نیروی انتظامی انداخته ؟ … هان ؟ … چرا سکوت کردی ؟ … جواب منو بده ؟ … اگر تو حاضر نشی این سعید حجاریان اغتشاش طلب رو بکشی ، برای قاضی مرتضوی نامه می نویسم که اون دست به کار بشه .

محمود گلم !
راستی اون کت و شلواری که در مناظره با میرحسین موسوی پوشیده بودی خیلی قشنگ بود ، می شه بگی از کجا خریدیش ؟ ببین اون  سنجاق سینه پرچم ایران که روی کتت نصب کرده بودی ، خیلی با حال بود ، بازم از اون سنجاق سینه ها  داری ؟

محمود زیبا رویم  !
می شه بگی از چه کرمی  برای سفید کردن پوستت استفاده می کنی ؟ آخه منم همچین مثل تو یه کمی سبزه هستم ، اگه بگی چی کار کردی که این همه سفید شدی ، بچه های ما هم شما را دعا می کنن .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

عاشورای سبز

عاشورای امسال را در تاریخ سبز خواهیم کرد...همزمان با هفتمین روز درگذشت مرجع عالیقدر شیعیان حضرت آیت الله منتظری و همزمانی با روز عاشورای حسینی بار دیگر ایران را سبزپوش خواهیم کرد...وعده دیدار ما میدان امام حسین تا میدان آزادی

زمان: یکشنبه مصادف با عاشورای حسینی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

بخوانید و بخندیم!!!!

محمود احمدی‌نژاد در اصفهان گفت: سند داریم که آمریکا می‌خواهد جلوی ظهور امام زمان را بگیرد.

او که این سخنان را در دیدار با خانواده شهدا و ایثارگران استان اصفهان مطرح می‌کرد‏، به وقایع پس از انتخابات اخیر و نقش رسانه‌های بیگانه اشاره کرد و گفت: در همین انتخابات بلندگوهای دشمن و صدها بلندگوی رنگارنگ از یک نقطه هدایت می‌شد و به گونه‌ای جوسازی می‌کردند که گویی ملت ایران ضعیف شده و نوبت به امتیازگیری آنها رسیده است. اما فرزند کوچک شما در اوج نظام استکباری حضور یافت و فریاد زد: شما کور خوانده‌اید و ملت ایران شما را بر جای خود خواهد نشاند.

احمدی نژاد  با بیان اینکه به گفته تحلیل‌گران سیاسی غرب، جنگ هشت ساله می‌توانست بیست حکومت را ساقط کند، ‌اظهار داشت: آنها در همین حوادث اخیر گفتند به گونه‌ای برنامه‌ریزی و مدیریت کرده‌ایم که قادر است صدها حکومت را ساقط کند.

وی با بیان اینکه دشمنی این مستکبرین با حق و حقانیت امامت و ولایت است، خاطر نشان کرد: کسی که در صراط مستقیم حرکت می‌کند همواره پیروز است و شکست به او راه ندارد.

رییس دولت بعد از نهم، به حضور نیروهای آمریکایی در خاک عراق اشاره کرد و گفت: درست است که این مستکبران، به دنبال نفت و ثروت این کشور هستند، اما در زیر همه اینها یک استدلال برای خود دارند و بر اساس آن عمل می‌کنند. البته آن را در خبرها افشا نمی‌کنند. ما اسناد آن را به دست آوردیم که آنها معتقدند یکی از خاندان پیامبر اکرم در این نقطه ظهور کرده و ریشه همه ظالمان عالم را خواهد خشکاند. آنها همه این نقشه‌ها را کشیده‌اند که جلوی ظهور حضرت را بگیرند و می‌دانند ملت ایران زمینه‌ساز این حادثه بوده و یاران این حکومت خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

نقدی بر در افشانی شریعتمداری

سالها ست که می شناسمت...از مهمانی رفتن هایت..از سخنرانی هایت...از چشمانی که همیشه مرا به وحشت می انداخت...از سیمایت که به روایت اسلامی هم به مومنین نرفته است...راستی این شرارت چهره ات یادگار کدامین حکم های اوین توست؟ در مورد کروبی و خاتمی و موسوی دروغ بستن را از کدامین استادت آموختی...ببخش شری ( اسمت یادآور دکتر شریعتی است ...شرمم می آید از اسم آن بزرگوار...ببخش دیگر شری صدات می زنم که از سرت هم زیاد است)جان...تو خود استادی...استاد دروغ و بهتان...خیانت و حمایت از آن...استاد بلوا و آشوب...راستی شنیده ام در گفتگوی خصوصی گفتی که خدا از دولت نهم باید راضی باشد که هست حتی اگر اکثریت مردم نباشند هم طوری نیست...نماینده خدا هم بودی و ما قدرت ندانستیم!!!آنچنان کروبی را دشمن امام خواندی که انگار خود حامی امام هستی...یادت هست ...کیهان آن زمان از قول امام نوشت آنان که مقابل موسوی ایستاده اند توانایی اداره یک نانوایی را ندارند...تو کجا و امام کجا...بیت امام را کم مورد تمسخر قرار دادی ...کم هجویات و بهتانی را که شایسته خود و خانواده ات است به کسانی نسبت دادی که عمرشان را صرف این مملکت کرده اند...تو کجای این مملکت هستی....سردار بزرگ اطلاعات ....شری جان...جلاد ها هم روزی می میرند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

فقط تحجر و خود بینی!!!

چندروز پیش بود..خیلی عجله داشتم...اما راه را بسته بودند...یک سروان نیروی انتظامی و دو بسیجی که سنشان نشان می داد 16 سال بیشتر ندارند...از من اصرار و از بسیجی هایمان انکار...راه بسته است نمی شود باز کرد...همایش( همه اش نمایش) است...به یاد روزهایی افتادم که بسیج پاتوق مان بود توی مدرسه...به یاد بسیجی کار کردنمان افتادم ...با شور و حرارتی نشریه مدرسه را چاپ می کردیم...بسیج ارج و قربی داشت و همه احترام می گذاشتند...فحاشی بسیجی جوان بدلیل بند آوردن راه من را به خود آورد.. با خشم نگاهش کردم..اما...بچه بود...وقتی بدنیا آمده  مملکت در اختیار هاشمی بود..حالا همین بچه برایت از رد هاشمی و گرگ بودنش برایت خطبه ها می خواند...اگر با او همکلام می شدی برایت از خاطرات دوکوهه و شلمچه هم می گفت...مغزش را شسته اند...دست خودش نیست...اسلحه را مثل چوب دستش گرفته بود...راستی بسیجی را در کدام لایه های کثیف این تاریخ جا گذاشتید؟؟؟شرمتان باد....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

بعد لنگه کفش ، پرتاب اسکناس!!!

سخنرانی علیرضا زاکانی نماینده مجلس شورای اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی با اعتراض دانشجویان منتقد به تشنج کشیده شد.

به گزارش سفیر علیرضا زاکانی نماینده تهران در مجلس  با حضور در جمع دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی به تحلیل شرایط پس از انتخابات پرداخت و زمانیکه خاتمی ، کروبی و موسوی را به خیانت به کشور متهم کرد دانشجویان معترض سخنان وی را قطع کردند و شعارهایی در حمایت از سران جریان اصلاحات سر دادند. برخی از دانشجویان معترض درحالی که کف و سوت می زدند خواستار اعلام صریح و شفاف حوادث کهریزک از سوی زاکانی شدند.

در ادامه اعتراضات یکی از دانشجویان با پرتاپ چند اسکناس هزارتومانی به سوی زاکانی از وی پرسید برای حضور خود در دانشگاه چه مقدار پول دریافت کرده است؟

به دنبال گسترش اعتراضات و تنش ها برنامه زاکانی نیمه کاره به پایان رسید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

سخنی از مادر عروس

حسین شریعتمداری مدیر مسول روزنامه کیهان در سرمقاله امروز صبح این روزنامه حمله شدیدی را متوجه مهدی کروبی  کرد و او را مورد حامیت جرثومه های فساد، دشمن امام و.. خواند و تاکید کرد که کروبی باید توبه کند گرچه پس از توبه مجازات نیز خواهد شد.

مدیرمسئول روزنامه کیهان در بخشی از این یادداشت می نویسد: امیدواریم علی رغم گناه بزرگی که مرتکب شده اید توفیق توبه پیدا کنید که «دارالشفای توبه نبسته است، در هنوز» و صد البته مجرمان را بعد از توبه هم مجازات می کنند، چرا که مجازات آنان، هم «حق الله» است و هم «حق الناس»

او می افزاید: جناب کروبی، باور بفرمائید جنابعالی و آقایان موسوی و خاتمی در آزمون الهی که برای سنجش ضریب اعتقاد و ایمان برخی از مدعیان به اسلام ناب محمدی(ص) و خط امام(ره) و میزان میهن دوستی و مردم گرایی آنان برپا شده بود، رفوزه شده و سقوط کرده اید. باور بفرمائید که شما آقایان تمام شده اید!

مدیر مسوول کیهان می افزاید: باید از آقای کروبی پرسید، آیا می توانید همراهی و همصدایی خود با آمریکا و اسرائیل و منافقین و بهایی ها و مرفهین بی درد و سلطنت طلب ها و را انکار کنید؟ بدیهی است که با وجود اینهمه اسناد که کیهان فقط به اندکی از آنها اشاره کرده است نمی توانید انکار کنید. و از سوی دیگر مقابله کیهان با طیف مورد اشاره با استناد به نسخه های آن که موجود است قابل انکار نیست.بنابراین، ادعای شما درباره تفاوت اسلام شما و اسلام کیهان و متفاوت بودن برداشت شما از امام(ره) با برداشت کیهان از آن بزرگوار، کاملاً صحت دارد. با این توضیح که جنابعالی در صف دشمنان امام(ره) و در اردوگاه اسلام آمریکایی هستید و همه تلاش کیهان آن است که از حلقه اسلام ناب محمدی(ص) بیرون نرود. آیا غیر از این است؟!

شریعتمداری در ادامه می نویسد: آیا اسلام ناب و حضرت امام (ره) که پرچمدار آن بوده اند، با جرثومه های فسادی که حضرتعالی در کنف حمایت آنها هستید، سر آشتی داشتند؟ و آیا روز قدس به نفع اسرائیل و روز ۱۳ آبان به نفع آمریکا شعار می دادند؟


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

کلامی با شما

به نام یگانه هستی بخش...

اگه چند روزی است که دست نوشته های بنده حقیر وقتی از شما تباه نمی کند و به قول دوستان به روز نمی شو به بزرگی خودتان ببخشید...گرفتار رختخواب بیماری هستم و بس..تا مطالب جدید و سرو شکل جدید در آینده ای نه چندان دور...در پناه خالق نیلوفرها: مهربان و صبور و شکیبا باشید...یا علی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

یک داستان خواندنی

یك شركت بزرگ قصد استخدام تنها یك نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار كرد كه تنها یك پرسش داشت. پرسش این بود :
شما در یك شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یك ایستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند.

یك پیرزن كه در حال مرگ است. یك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. یك خانم/آقا كه در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.

شما میتوانید تنها یكی از این سه نفر را برای سوار نمودن بر گزینید. كدامیك را انتخاب خواهید كرد؟ دلیل خود را بطور كامل شرح دهید :
پیش از اینكه ادامه حكایت را بخوانید شما نیز كمی فكر كنید ...
..........
.........
........
.......
......
.....
....
...
..


قاعدتاً این آزمون نمیتواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشك را سوار كنید. زیرا قبلاً او جان شما را نجات داده و این فرصتی است كه میتوانید جبران كنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران كنید.
شما باید شخص مورد علاقهتان را سوار كنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممكن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا كنید.

از دویست نفری كه در این آزمون شركت كردند، تنها شخصی كه استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود :

سوییچ ماشین را به پزشك میدهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس میمانیم.

پاسخی زیبا و سرشار از متانتی كه ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه میپذیرند كه پاسخ فوق بهترین پاسخ است، اما هیچكس در ابتدا به این پاسخ فكر نمیكند. چرا؟
چون ما هرگز نمیخواهیم داشتهها و مزیتهای خودمان را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم. اگر قادر باشیم خودخواهیها، محدودیت ها و مزیتهای خود را از خود دور كرده یا ببخشیم گاهی اوقات میتوانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

زندگی از منظر گارسیا مارکز

در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات هم پدران

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند

در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود آن را می سازد

در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را كه میل دارد نیز بخورد

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست ...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

دوباره مچ بند سبز می بندیم....

نزدیک به چهارماه از بدو حیات جنبش سبز ایران می‌گذرد. جنبش سبز یعنی حاکمیت ملت بر سرنوشت ملی، یعنی کوتاه کردن دست دولت از آنچه متعلق به ملت است. در همین راستا است كه ملت ایران از نخستین لحظات پس از کودتای انتخاباتای ۲۲ خرداد تلاش کرد فضای عمومی و شهری را از چنگ دولت نامشروع خارج کند و علاوه بر آن مناسبتهای ملی را نیز باز پس گیرد. روز قدس امسال بیش از آنکه روز آزادی "قدس شریف" باشد، روز آزادسازی "روز قدس" از دست دولتی نامشروع بود.
این مناسبت‌ها متعلق به خود ما بوده است و حالا می‌خواهیم انها را از دست کسانی كه به ناحق مصادره‌شان کرده اند بازپس بگیریم. به این ترتیب است كه جنبش سبز خواهد توانست بدون در اختیار گرفتن دولت،‌ بر سرنوشت کشور حاکم شود. هنوز هم بزنگاه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی زیادی برای دویدن نشاطی دوباره در رگ‌های حاملان این جنبش پیش روست. هر یک از این بزنگاه‌ها به گفته میرحسین موسوی، فرصتی است برای احیای راه مقاومت در برابر دولت دروغ ‌پرداز کودتا. و این مسیر تا پیروزی صداقت بر دروغ ادامه خواهد داشت. یک ماه دیگر، جنبش سبز، مناسبت ۱۳ آبان را در پیش دارد: سالروز تسخیر سفارت آمریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام. آن‌روز دانشجویان پیش‌رو ایده‌ای داشتند كه بر اساس آن از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و شگفت آنکه به رغم همه انتقادات به تبعات آن حادثه، امروز آن دغدغه هنوز پابرجاست. آن روز، کمتر از ۹ ماه پس از پیروزی انقلاب، خطر اصلی كه در کمین ملت بود تهدید استقلال کشور بود كه ملت تازه آن را به دست آورده بود. امروز همان خطر در کمین کشور است. منافع ملی در اختیار دولت نامشروعی قرار گرفته كه خصوصا در سالیان اخیر بیش از پیش روی از ملت برگرداند و تنها پشتوانه اش را تقویت نیروی نظامی خود می‌بیند. تانک و موشک و انرژی هسته‌ای عامل اقتدار این دولتند و بدیهی است كه دولتی كه پشتوانه اش زور فشنگ باشد، برای حفظ خود از هیچ معامله‌ای - خصوصا با قدرت‌های معامله‌گرتر شرقی- فرو گذار نخواهد کرد. استقلال کشور را امروز همان خطری تهدید می‌کند كه دانشجویان در سال ۵۸ احساس کردند. سکوت در برابر این تهدید جایز نیست.
۱۳آبان روزی متعلق به ملت ایران است. مصادره آن به دست دولتی كه خودش داستانی خون آلود دارد جایز نیست.۱۳ آبان هر سال دانشجویان راهپیمایی نمادینی برگزار می‌کنند تا ضمن حفظ موضع مستقل خود نسبت به کارنامه نسل‌های پیشین، دغدغه‌های سیاسی روز را مطرح کنند. این راهپیمایی متعلق به همه دانشجویان است....یار دبستانی من روز سیزدهم آبان با مچ بند سبز و علامت پیروزی  انتظارت را می کشم...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  | 

نمازجمعه یه دوست قدیمی

رفته بودیم نماز جمعه، چهار نفری. تقاطع پورسینا و شانزده آذر نشسته بودیم. حال مان خوش بود. گرما هم از یک وقتی به بعد دیگر اذیت نکرد، یعنی آدم آب از سرش می گذرد. اول‌اش می‌خواستم شروع کنم به نق زدن از گرما بعد یاد روزهای حفاری افتادم بی خیال شدم. آقاهه توی خطبه‌ها صدای انقلاب شما را شنیدم‌اش را گفت. بعد هم ملت نمازشان را شروع کردند.
بین دو نماز گاز اشک آور زدند، به روی خودمان نیاوردیم. انگار باد از یک جایی دوری دودش را می‌آورد. بعضی‌ها سجاده‌هاشان را جمع کردند که بروند. اما نرفتند، ایستاده بودند. سرخوشی‌ای موج می‌زد توی جمع که کسی دل‌اش نمی‌آمد برود.
نماز که تمام شد مردم اول به سمت بولوار کشاورز رفتند بعد سمتِ انقلابی‌ها صدای‌شان زدند که برگردید، برگردید، رفته‌ها برگشتند و با هم به سمت خیابان انقلاب رفتند، مردم داشتند شعار مرگ بر روسیه می‌دادند و از آن‌جا که در نتیجه‌ي خطبه‌ي اول همه رفته بودند توی مود صدر اسلام، دوباره عده‌ای می‌گفتند صبر کنید آن‌‌هایی که عقب‌ مانده‌اند برسند.
جلو جمعیت را که نمی‌شد دید اما همان‌طور به سمت انقلاب می‌رفتند و پشت‌سری‌ها هم می‌رسیدند، از یک جایی معلوم بود که جلومان بسته است چون هی فشرده‌‌تر می‌شدیم. خلاصه به قدر کافی که چگال شدیم گاز اشک آور زدند. ما هنوز روی‌مان را از انقلاب برنگردانده بودیم که گاز اشک آور زدند. آن‌وقت به‌شان پشت کردیم. اما گلوله‌های اشک آور هنوز از پشت سرمان سر می‌رسید. مثل این بود که از پشت خنجر بخوری چون چیزی نمی‌دیدی و بعد یک دفعه یک گلوله‌‌ای که دود پخش می‌کرد از پشت سرت می‌آمد جلوی‌ات می‌افتاد. نمی‌دانستی گلوله‌ی بعدی کجا می‌افتد. قبلاً هم گاز اشک آور خورده بودم اما این‌یکی فرق می‌کرد، تراکم جمعیت آن‌قدر زیاد بود که اصلاً هوا برای نفس کشیدن کم بود، چه با گاز و چه بی‌گاز.
یکی‌اش افتاد دقیقاً جلوی پای‌ام. فقط نفس تنگی و سوزش چشم و صورت نبود، تمام تن‌ام داشت می‌سوخت. دود از زیر لباس بلند و نازکم بالا رفته بود. نفس تنگی‌ام تا حدی بود که هیچ چیز دیگری برای‌ام مهم نبود، آدم‌ها داشتند فرار می‌کردند از گاز اشک آور و از پلیس‌ها اما من می‌خواستم بنشینم و نشستم. روبروی در شانزده آذر دانشگاه، کنار جوی آب و رو به دانشگاه. دانشگاه به این سرعت تخلیه شده بود و درها هم هم بسته بود اما آن‌طرف توی دانشگاه پلیس‌ها بودند.
من ِ دانشجوی سابق دانشگاه تهران، پشت آن نرده‌ها را شش سال و حتی همان موقع مثل خانه‌ی خودم می‌دانستم، درب شانزده آذر دانشگاه همیشه برای‌ام در اصلی بود و بقیه‌ی درهای دانشگاه در پشتی خانه محسوب می‌شدند. حالا من این سمت نفس‌بریده، اشک آلود و میان هیاهویی که مثل شرایط جنگی بود پشت در بسته دانشگاه نشسته‌ بودم و روبروی‌ام صف‌ای طولانی از پلیس‌های مسلح، موازی نرده‌ها و مقابل من، داخل دانشگاه ایستاده بودند.
یکی‌شان اسلحه‌اش را که احتمالا باهاش اشک آور شلیک می‌کرد به سمت‌ام گرفت با لبخندی که حتی بدجنس هم نبود. داشتم به‌اش نگاه می‌کردم با چشم‌‌هایی که هی باید با دست پاک می‌کردم، او هم نگاه می‌کرد، مستقیم. مثلا سه چهار دقیقه. اسلحه‌اش را همان‌طوری گرفته بود، ماسک هم نداشت. به نظرم آمد برای‌اش مثل یک شوخی است. آن‌قدری که با نفس ِگرفته ممکن بود صدای‌ام را بلند کردم و به‌اش گفتم می‌دانی انگار توی خانه‌ات علیه‌ات سنگر گرفته باشند. اول لبخندش محو شد، بعد اسلحه‌اش را گرفت به سمت زمین، آخرش هم سرش را انداخت پایین.
آرام شده بودم، حالا می‌توانستم نفس بکشم، با این‌که تمام تن‌ام می‌سوخت بلند شدم و رفتم.
آدم‌ها سجاده‌هاشان را توی شانزده آذر و فرعی‌های‌اش آتش می‌زدند تا مقابل گاز اشک آور دوام بیاورند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آهوی دشت  |